تبليغاتX
( السلام عليك يا فاطمه الزهرا (سلام الله عليك

ما بايستى الگوى مصرف را اصلاح كنيم. ما بايستى به سمت اصلاح الگوى مصرف حركت كنيم. مسئولين كشور در درجه‏ى اول - چه قوه‏ى مقننه، چه قوه‏ى مجريه، و چه ساير مسئولين كشور؛ قوه‏ى قضائيه و غير آنها - و اشخاص و شخصيتها در رتبه‏هاى مختلف اجتماعى، و آحاد مردم ما از فقير و غنى، بايستى به اين اصل توجه كنند كه بايد الگوى مصرف را اصلاح كنند. اينجور مصرف كردن در همه‏ى زمينه‏ها - در امور ضرورى زندگى، در زيادى‏هاى زندگى - مصرف كردن بى‏رويّه و بدون منطق و بدون تدبير عقلانى، به ضرر كشور و به ضرر آحاد و اشخاص ماست. من از عموم مردم و بخصوص از مسئولين درخواست ميكنم، خواهش ميكنم كه در اين زمينه فعاليت خودشان را در اين سال زياد كنند، افزايش بدهند و براى اصلاح الگوى مصرف برنامه‏ريزى كنند. لذا من اين سال را، سال «حركت مردم و مسئولين به سوى اصلاح الگوى مصرف» ميدانم و اميدوارم كه اين عنوان - كه «اصلاح الگوى مصرف» است - براى همه‏ى ما دستورالعمل باشد و همه‏ى ما بتوانيم برطبق اين شعار مهم و حياتى و اساسى براى كشور عمل كنيم و از منابع كشورمان به بهترين وجهى استفاده نمائيم.

منادا

داشت غر غر می کرد که امسال برام نحس بود و اصلا از اول تا آخرش بد بیاری و بلا بود برام و ....

یه نگاه بهش انداختم خواستم بهش یه چیز بگم که یاد خودم افتادم :

24 شهریور 80 رو توی تقویم اونسال که هنوز هم دارمش نوشتم : شنبه سیاه ، روز فوت پدربزرگ . چون اون روز واقعا سیاه ترین روز زندگیم بود .

اما شاید یکی دیگه تو تقویم سال 80 خودش تو صفحه ی 24 شهریور نوشته باشه : سپید ترین شنبه ، روز به دنیا اومدن فرزندم
حالا تکلیف شنبه 24 شهریور 80 چیه ؟

قضیه امسال و همه ی سالهای دیگه هم همینه .

اگه من امسال رو دوست ندارم چون تو کنکور قبول نشدم خوب یکی دیگه اتفاقا خیلی دوستش داره چون اون امسال قبول شده . اگه من به خاطر فلان شکست دارم به امسال بد و بیراه می گم اون یکی امسال رو هیچ وقت فراموش نمی کنه ، چون امسال سال عروسیش بوده و ...

حالا تکلیف امسال چیه ؟

+ نوشته شده در 87/12/21ساعت 0:16 توسط م.منادا |

یه قرار ثبت نشده می گفت که ایرانی ها و بقیه ی شیعه ها رو می تونی دو نوبت مشتاق پشت درب بقیع ببینی. بعد از نماز صبح و بعد از نماز عصر . همین باعث شده بود تا این دو نماز برای ما شیرین تر جلوه کنه . خیلی ها که تمام شب رو منتظر چنین لحظه ای پشت درب بسته بقیع غریبونه سر کرده بودند به محض باز شدن درب ها چون کبوتران آزاد شده از قفس به سمت حرم خاکی فرزندان صاحب شهر ، صاحب گنبد خضراء پرواز می کردند.

یکی دو روز که گذشت یاد گرفتیم که اگر لباس عربی بپوشیم می تونیم زودتر همراه عربهایی که برای تشییع جنازه هاشون می رن ، وارد بقیع بشیم . این طور حداقل دو دقیقه از شرطه ها و مسئولین ایجاد مزاحمت برای زائرین ائمه بقیع (علیهم السلام) ، جلوتر می افتادیم .و این یعنی دو دقیقه ذکر "غریب مادر حسن" به زیر لب داشتن ، دو دقیقه آشکار گریستن و دو دقیقه نفس کشیدندر این فضای سرتاسر خفقان ...

خورشید کم کم طلوع می کند . چه صفایی داشت طلوع آفتاب به وقت مدینه . کم کم بقیع شلوغ می شد و حال وهوای خلوتی لحظات فجر کمتر ،بحث های ساختگی این نا اهلان که سرپوشی بود بر ظلم آشکار چندین هزار ساله شان بر اهل بیت رسول الله (صلی الله علیه و آله) شروع میشد و بساط دروغگویی و کفر پراکنی شان پهن ...

جرعه ای آب در کنار قبر مظلومانه ی مادر سقا ، چرخشی دوباره به سمت چهار قبر مظلومانه حسن بن علی و فرزندان برادرش (علیهم السلام) و عرض سلامی دوباره ، پایان بخش زیارت صبحگاهی بقیع می شود.

چشمان اشک آلود از غربت سبط اکبر بار دیگر به گنبد خضرای جد اعظم می افتد و انگار او نیز با تمام ستون های زیبا و سپیدش ، با تمام وسعت حرم آسمانی اش ، با تمام دربهای طلاکوب و حتی روضه دلنشین رضوانش به غربتی از جنس فرزند زهرا (سلام خدا بر این مادر و فرزند)  دچار است .


+ نوشته شده در 87/12/05ساعت 23:54 توسط م.منادا |

سلام

سریال "آخرین دعوت" که ماه محرم از شبکه ی دو پخش شد سوژه ی نوشته اخیر من در کیهان بود . امیدوارم نظرات شما رو درباره ی این نوشتار بدونم.

روزنامه كيهان > شماره 19306 1/12/87 > صفحه 10 (تصوير روز)
+ نوشته شده در 87/12/03ساعت 23:40 توسط م.منادا |

 





Powered by WebGozar