هیهات من الذلة وای اگر خامنه ای حکم جهادم دهد... به خدای زینب کبری(س)قسم،عاشورایی دگر به پا میکنیم....یزیدصفتان بدانید که در این عاشورا "شما"نابود میشوید...خیمه های کفر و نفاق شما را به آتش میکشیم. حرمت عاشورا را هدف گرفتید؟؟...کور خوانده اید یزیدصفتان بی حیا... در عاشورای حسین فاطمه(ع) هلهله میکنید و کف میزنید؟...وای بر شما...وای بر بی غیرتی و بی دینی تان بشکند ان دستی که در روز عزای حسین بن علی(ع) کف میزند....خفه شود آن صدایی که در غروب آفتاب زینب(س) هلهله میکند و سوت میزند.... کجایند آنهایی که به ما "بسیجیان فدایی ولایت...فدایی حسین زمان،امام خامنه ای"
میگویند توهم توطئه داریم؟!! ما توهم توطئه داریم یا شما چشمتان را بر
حقایق بستید یا بهتر بگویم چشمتان را بر حقایق بستند!!!بیایید این اقدام
بی شرمانه دشمنان قسم خورده اسلام در عاشورای اباعبدالله(ع) را توجیه کنید شما که توهم توطئه ندارید!!!!!!!! میدانم
توجیهی ندارید جز همان فلسفه بافی های پوچ و سخیف سفارتخانه های انگلیس
روباه صفت و فرانسه و... شبکه های ضدنظام و افراد ملعونی چون نوری زاده و
پسر دیکتاتور معدوم ایران، که خود این اقدامات را بی شرمانه و وقیحانه با
تکیه بر شما و بیانیه های "..." تان انجام دادند... بترسید از آه زینب کبری(س).... یا اباالفضل(ع) اقا جان، خودتون چنان سیلی به این یزیدیان زمان ما بزنید که نتوانند در دو دنیا از جاشون تکون بخورند.... نه ....! بغض امان سخن گفتنم را گرفته است کار دلم به جای باریک کشیده شده و انگار این قصه ی پر غصه تمامی ندارد یکروز کلام روح الله شکست وقتی دیگر مرگ در کنار نام امریکا نبود روز بعد شیشه های حریمش شکست وقتی شکستن شیشه های شهر بی اثر بود و امروز احترام تمثالش ... وقتی دیگر عددی بعد از شانزده نبود سکوت نکرده ام نه ...! بغض امان سخن گفتنم را گرفته است ... وقتی چشمهای طماع و تا نهایت امکان باز شده ام با ولع هرچه تمام تر در همان لحظه اول طعم شیرین حضور زیبایت را چشید دیشب چشمهایم در نزدیک ترین لحظه عمر خود به لبخند هایت بود دیشب لحظه ها چقدر لطف داشتند که تند تند نمی گذشتند و فاصله ی چند متری بین ما امیدوار کننده بود که می بینی ارادت هر باره و دست از ادب به سینه نشسته ام را در هر گردش چشم و دیشب روزه ی چند ساله ی دیدار نزدیک با مقتدا برایم افطار شد وقتی بر سر سفره ای نشستم که حضرت او بر صدر آن جلوس کرده بود. این رمضان است که می گوید گناه هرکسی سوختنی است پس از خاکستر گناه دیگران کوره ی خود را سوزان مکنیم. خودم قلمم نطقم و تمام اعضاء و جوارحم تا ظهور حجت (اروحنا فداه)
خیلی وقت بود که نمی نوشتم. نه اینکه نخوام بنویسم اتفاقا خیلی هم حرف داشتم تو این مدت اما انقدر بد نوشتند و انقدر بی تقوا نوشتندو انقدر به این قلم بیچاره ظلم کردند که می ترسیدم از قلم به دست گرفتن. می خواستم بنویسم تو مدت تبلیغات اما نه ! می خواستم اون روز که تبلیغات تموم شد بنویسم ، بنویسم و گلایه کنم از بد اخلاقی هایی که دیدم و شنیدم وخوندم اما نه ! فکر می کردم همه چیز با پایان تبلیغات تموم شده اما بدتر شد که بهتر نشد تو تموم این مدت با بغضی که داشتم می خواستم بنویسم اما نه ! حتی تو این یکی دو روز می خواستم بنویسم که ای قلم بدستها خوش انصاف درسته که ندا آقا سلطان (کاری ندارم کی بود و بلاخره قاتلش کدوم طرفی بود) پاره تن این ملت بود و همه از مرگ دردناکش بهت زده و ناراحتیم. اما یه نگاه بندازیم ببنیم مروه الشربینی هم ظالمانه و دردناک شهید شد چرا حس انسان دوستیمون این بار قلمبه نشد و قلم هامون برای او خون چکه نکرد اگر واقعا موضوع دلسوزی و اظهار نفرت از خشونت و ظلمه ؟ می خواستم بنویسم اما نه ! دیگه حتی تو این مدت سینمایی هم نتونستم بنویسم . خیلی چیزها ی دیگه هم خواستم بنویسم اما نه ! اما نمی تونم ننویسم چقدر ناراحت شدم وقتی نظرات مربوط به مطالب برادرم حسین رنجبران رو می خوندم. او که با ادب می نویسد او که با احترام بی نویسد و اوکه راست و بی تعلق می نویسد اما خیلی ها بی ادب و بی احترام و به دروغ برای او نظر گذاشته بودند. نمی تونم ننویسم این بار ، اگه ننویسم به قلم خیانت کردم . یادمه فرزاد حسنی می گفت که خیلی ها بدون وضو قلم بدست نمی گیرند و ما الان با قلم چه می کنیم . با این قلم مظلوم . چقدر با قلم هامون با تصاویرمون و با سخن هامون گناه و بی تقوایی کردیم تو این مدت ؟ چقدر اس ام اس های تمسخر و توهین و غیبت ارسال کردیم؟ چقدر به این و اون توهین و تمسخر روا داشتیم ؟ گیریم تو اون مدت درگیر جو انتخابات بودیم . خوب الان که همه چیز تموم شده به جای توبه از هر خطای گذشته چرا عادت کردیم به توهین و تمسخر و غیبت ؟ بابا ما که ادعای شعور و ادب داریم و نا سلامتی اهل قلمیم! خیلی نوشتی ها مونده ، می خواستم بنویسم اما نه! والسلام
روز حجاب در ادامه مطالب. خبرگزاري فارس: مردم اسكندريه مصر ديروز پيكر "مروه الشربيني " را كه هفته گذشته به خاطر حجابش در آلمان با 18 ضربه چاقو به شهادت رسيده بود، تشييع كردند. به گزارش فارس به نقل پايگاه خبري اسلام آنلاين، مردم اسكندريه مصر ديروز در فضايي مملو از حزن و اندوه پيكر «شهيده حجاب»، مروه الشربيني را تشييع كردند.
برگرفته از وبلاگ سندس"دختری در جستجوی حقیقت"
ای فدایی رهبر
ای کشته مرده ی آقا
ای
همسفره ی مقتدایمان
لطفا یا نام برخی از این مخملی های سبز را از لیست لینک
هایت حذف کن یا نام "تکلیف" را!
تکلیف خودت را روشن کن.


سه شنبه 13 مرداد1388 ساعت: 4:49
توسط:سندس دختري در جست و جوي حقيقت
سلام...
من نيز همينطور...
فقط بيعت با اقا
همه بداند
ياحق
ادامه مطلب
● گزارش تصويري مرتبط
-------------------------------
اين در حالي بود كه مسجد «قائد ابراهيم» در منطقه الرمل اسكندريه كه محل اقامه نماز ميت بر اين شهيده بود، گنجايش جمعيت بيش از سه هزار نفر از تشييع كنندگان پيكر وي را نداشت.
مردم اسكندريه با شعارهاي « الله اكبر» و « حسبنا ا... و نعم الوكيل» پيكر اين زن مصري را تشييع كرده و خواستار قصاص قاتل آلماني وي شدند.
«مروه الشربيني» چهارشنبه گذشته در دادگاه "لوندس كريچ " در شهر "دريسدن " شرق آلمان به دست يك آلماني به نام «آليكس دبليو»، 28 ساله قرار گرفت و كشته شد.
روزنامه الاهرام مصر در اين باره نوشت: اين حادثه با درگيري لفظي بين اين زن و مرد در پاركي در شهر دريسدن شروع شد كه در ادامه فرد آلماني اين زن مصري را به خاطر حجاب تروريست خطاب كرد و با حمله به او حجاب را از سر وي برداشت.
در ادامه با شكايت زن به دادگاه آلمان، اين فرد آلماني محكوم به پرداخت 750 يورو ميشود اما در دادگاه استيناف مرد آلماني با 18ضربه چاقو اين زن را كه سه ماهه باردار بوده را به شهادت رسانيد و "علوي علي عكاز "، همسر اين زن و مرد ديگري را زخمي كرد.
پزشكان حال همسر مروه را نيز كه در بيمارستان بستري است وخيم گزارش كردهاند.
علوي كه با استفاده از بورس تحصيلي در دانشگاه "مكس بلانك " آلمان در رشته مهندسي ژنتيك مشغول تحصيل است و قرار بود تا چند روز آينده از رساله دكتري خود دفاع كند، به همراه همسرش و مصطفي، فرزند سه سالهشان از سال 2003 در درسدن آلمان زندگي ميكنند.